ورود |  ثبت نام |  نقشه وب سایت
یکشنبه 4 آبان 1399
اخبار
1399/05/04 12:57

نقش بی‌بدیل سردار شهید حاج‌میزا سلگی در عملیات مرصاد

نقش بی‌بدیل سردار شهید حاج‌میزا سلگی در عملیات مرصاد

این مصاحبه توسط روزنامه هگمتانه با سردار جانبار رضا میرزایی به مناسبت سالروز عملیات مرصاد ( سال 1398 ) انجام گرفته است و مربوط به قبل از شهادت سردار شهید حاج‌میزا سلگی می‌باشد:


نزدیک غروب سوم مرداد ماه 1367 بود. از دژبانی اردوگاه شهید شهبازی چهارزبر به مسؤول ستاد لشکر انصارالحسین علیه السلام سردار جانباز حاج میرزا محمد سلگی اطلاع دادند که فردی با لباس کردی به دژبانی مراجعه کرده و اصرار دارد شما را ببیند. برادر سلگی خود به دژبانی آمد و متوجه شد آن مرد حجت الاسلام حاج ابوالفتوح ناطقی خمسه نماینده ولی فقیه در قرارگاه نجف است.

با تعجب می‌پرسد حاج آقا ناطقی خودتان هستید!چه خبر شده است؟حاج آقا ناطقی می‌گوید: "عراقی‌ها تا نزدیکی اسلام‌آباد پیشروی کرده اند و هر آن امکان دارد به اینجا برسند"آقای سلگی که این حرف‌ها برایش تازگی داشت باور نکرد و به آرامی گفت:"حاج آقا بفرمایید داخل استراحت کنید بعد با هم صحبت می‌کنیم"که با فریاد معترضانه حاج آقا مواجه می‌شود:"آقاجان دارند می‌رسند اینجا فکری بکن! به ذهنم رسید که به اردوگاه شهید شهبازی چهارزبر بیایم و مسؤولان لشکر انصارالحسین علیه السلام را از موضوع با خبر کنم بلکه در اینجا جلوی تجاوز منافقین گرفته شود الان هم در خدمت شما هستم و از شما می‌خواهم هر چه سریعتر اقدام کنید".

*بعد از شنیدن ماجرا عکس العمل برادر سلگی چه بود؟

سردار سلگی که هنوز هم داشت به حرف‌های حاج آقا ناطقی فکر می‌کرد ناگاه به خود آمد و به نیروهای مخابرات ستاد گفت: سریعاً به برادر هادی فضلی زنگ بزنید و بگویید خودش را به اینجا برساند. ظرف مدت چند دقیقه برادر فضلی آمد و به محض ورود او جلسه مختصر سه نفری بین برادران تشکیل شد. پس از جلسه برادر فضلی به همراه چند نفر از نیروهای زبده اطلاعات راهی منطقه شدند.

*برادر هادی فضلی چه کاره بودند؟

برادر فضلی مسؤول اطلاعات و عملیات تیپ بود او به همراه تعدادی از نیروهای خبره اطلاعات و عملیات راهی منطقه شد آنها از گردنه حسن آباد گذشته و به سمت اسلام آباد می‌رفتند یکی از بچه‌های اطلاعات و عملیات به نام علیرضا فلاح رانندگی تویوتا را برعهده داشت زمان به سرعت می‌گذشت ساعت 22 و 30 دقیقه شد در همین لحظه انبوهی از آتش گلوله به سمت تویوتا شلیک شد راننده تویوتا بلافاصله خودرو را به سمت خاکی و به یک شیار هدایت کرد

*در آن لحظه نیروهای اطلاعات چه تصمیمی گرفتند؟

برادر فضلی به چهار نفر از بچه‌هایی که پشت تویوتا سوار شده بودند دستور داد از خودرو پیاده شوند برادران علیرضا میرزایی مطلوب و حاج آقا عابدی تهرانی که هر دو از اولین شهدای استان همدان در عملیات مرصاد شدند. از تویوتا پیاده شده و از سمت راست جاده به بالای ارتفاعات رفتند برادر فضلی به همراه راننده حرکت خود را از سمت حاشیه جاده به جلو ادامه دادند هر چه جلوتر می‌رفتند تیراندازی بیشتر می‌شد و همراه تیراندازی‌ها نورهایی به آسمان پرتاب می‌شد و فضا را روشن می‌کرد مجالی برای جلو رفتن نبود از طرفی هم سیل جمعیت به طور فشرده به سمت کرمانشاه در حال حرکت بودند وضعیت طوری بود که کل جاده یک طرفه شده و مسیر اسلام آباد بسته شده بود. ورود تانکهای دشمن به زور مردم را به جلو هل می‌دادند و به صورت ستونی از پشت سر مردم به سمت کرمانشاه در حال حرکت بودند.

در واقع حرکت فشرده مردم پیشروی منافقین را کند و بعضاً متوقف می‌کرد. در این گیر و دار برادر فضلی و همراهان تصمیم می‌گیرند به چهار زبر برگردند. آنها به سختی در حال دور زدن بودند که ناگهان منافقین متوجه آنها شده و خودروی آنها را به گلوله می‌بندند و تیر به سر برادر فضلی اصابت می‌کند تیری هم به دهان راننده برادر علیرضا فلاح می‌خورد و هردو به شدت مجروح می‌شوند. آنها با همان وضعیت خود را نجات داده و به ستاد لشکر انصارالحسین (ع)که در سه کیلومتری تنگه چهارزبر واقع شده بود برمیگردند وگزارش کار خود را به سردار حاج میرزا محمد سلگی میدهند.

*در آن لحظه مهم و سرنوشت ساز سردار حاج میرزا محمد سلگی چه تصمیمی می‌گیرد؟

سردار سلگی بلافاصله دستور آماده باش داده و همه نیروهای مستقر در اردوگاه شهید شهبازی چهارزبر را برای نبرد با منافقین بسیج می‌کند و خود با این که جانباز 70 درصد بود و هر دو پایش در جبهه ماووت عراق بر اثر ترکش خمپاره قطع شده بود و به سختی با پای مصنوعی حرکت می‌کرد سوار بر تویوتا شده و به همراه اولین سری از نیروها به سمت چهارزبر حرکت می‌کند. برادر سلگی از ابتدا تا آخر عملیات کنترل تنگه چهارزبر را به عهده می‌گیرد.

*اولین سری از نیروها متعلق به کدام واحد بودند؟

در آن موقع که ساعت حدود 23 سوم مرداد ماه 1367 بود حدود 40 نفر از بچه‌های زبده و شجاع اطلاعات و عملیات لشکر انصارالحسین علیه السلام که مجهز به تیربار،گرینوف و آرپی جی 7 بودند به وسیله یک دستگاه اتوبوس از اردوگاه شهید شهبازی چهارزبر به سمت گردنه حسن‌آباد حرکت کرده و به سختی خود را به نزدیکی گردنه حسن آباد رساندند در آن هنگام صدای غرش گلوله منافقین از دور به گوش می‌رسید.

*گردان‌های لشکر انصارالحسین علیه السلام در عملیات مرصاد چه نقشی داشتند؟

به گردان‌های لشکر انصار مأموریت داده شده بود که از منطقه غرب به خوزستان بروند گردانهای این لشکر هم که در اردوگاه شهید شهبازی چهار زبر مستقر بودند قرار بود طی یک برنامه و به نوبت حرکت خود را به سمت جنوب آغاز کنند در مرحله اول گردان 158 با همه نیروهایش راهی خوزستان شد و سپس نوبت به گردان 155و 154 رسید. صبح سوم مرداد ماه 1367 بود به دلیل نیامدن اتوبوسها که بی حکمت هم نبود.

مأموریت گردان‌ها به تاخیر افتاد در این هنگام منافقین حرکت خود را از مرزها آغاز کرده و به اسلام آباد می‌رسند به همین دلیل از طرف برادر سلگی مأموریت گردانها لغو می‌شود فرماندهان گردانهای 154 و 155 علت لغو مأموریت را نمی‌دانستند تا اینکه در ساعت 22 و 20 دقیقه سوم مرداد ماه پیکی از سوی ستاد که فرمانده ان برادر سالگی بود به چادر فرماندهی گردان 155 حضرت علی اصغر علیه السلام مراجعه کرده و نامه محرمانه‌ای را به برادر زمانی فرمانده گردان می‌دهد و برادر زمانی پس از خواندن نامه سریعاً خود را به ستاد رسانده و پس از مطلع شدن از موضوع به مقر گردان بر می‌گردد و طی جلسه‌ای قضیه منافقین را با نیروهای کادر در میان می‌گذرد و به آنها دستور می‌دهدسریع نیروها را ساماندهی کرده و آماده حرکت و مقابله با منافقین شوند در این حین سوالات بسیاری از سوی کادر مطرح می‌شود مضمون همه سوالات از این قرار است که چه خبر شده است؟برادر زمانی که در بهت و حیرت بود به بچه‌ها می‌گوید: طی خبرهایی اطلاع دادند که دشمن قصرشیرین، سرپل ذهاب، کرند غرب و اسلام آباد را گرفته و در ادامه حرکت خود گویا قصد تصرف کرمانشاه را دارد.بچه‌های کادر در عین ناباوری و برخی با حالت شوخی و مزاح با این مسئله برخورد می‌کنند و حتی تصور آن هم در ذهن شان نمی‌گنجد اما با دیدن چهره مصمم و جدی برادر زمانی و با شناختی که از او داشتند به خود آمده و میپرسند آخر چطور ممکن است دشمن 150 کیلومتر از مرز پیشروی کرده و به اسلام‌آباد برسد!پس نیروهای ما کجا بودند؟

برادر زمانی می‌گوید از این حرف‌ها بگذرید بروید و سریع نیروها را جمع کنیم و تا دیر نشده آماده حرکت شویم پس از دقایقی مسؤول تسلیحات در تاریکی شب خود را به برادر زمانی رسانده و می‌گوید: حاج آقا اصلا مهمات نداریم چون قرار بوده به منطقه خوزستان برویم مهمات را بار کردیم و به جنوب فرستادیم برادر زمانی می‌گوید:" من نمی‌دانم به تمامی گردان‌ها و واحدها مراجعه کن و مهمات مورد نیاز را تهیه کند زود باش و معطل نکن" پس از مدتی مقدار خیلی کمی مهمات از سایر گردان‌ها جمع آوری کردند و به نیروهای گردان 155 تحویل دادند این مقدار مهمات بسیار نگران کننده بود آنها با همان مهمات کم فوراً حرکت کرده و در ساعت

2 بامداد چهارم مرداد ماه 1367در دو طرف تنگه چهار زبر و در کنار بچه‌های اطلاعات و عملیات لشکر انصارالحسین علیه السلام مستقر شدند و پس از آن گردانهای154؛ 156 و 157 حرکت کردند و در تنگه چهارزبر به سایر نیروها پیوستند.

*وقتی که نیروهای لشکر 32 انصارالحسین علیه السلام به تنگه چهارزبر رسیدند وضعیت آنجا چطور بود؟

موقعی که نیروها به جاده رسیدند تازه متوجه شدند در جاده چه ازدحامی صورت گرفته است برای اولین بار بود که نیروها صحنه‌های این چنینی را می‌دیدند ازدحام جمعیت و وحشت آن‌ها تکان دهنده بود و انسان را به یاد قیامت می‌انداخت مردم با هر وسیله‌ای که گیرشان آمده بود سعی داشتند جانشان را از دست منافقین نجات دهند خودروها از انواع مختلف بودند کامیون، تریلر،وانت مینی بوس،اتوبوس، تراکتور، موتور سیکلت و دوچرخه همچون سیل بر روی جاده در حال حرکت بودند خودروهای شخصی چند برابر ظرفیت خود زن و بچه سوار کرده بودند حتی صندوق عقب خودرو‌ها پر از کسانی بود که با آشفتگی زندگی خود را رها کرده و به سمت کرمانشاه در حال حرکت بودند افرادی که وسیله گیرشان نیامده بود با پای پیاده و باحال خسته در جاده می‌دویدند صحنه‌ای که دل هر انسانی را به درد می‌آورد از طرف دیگر نیروهای نظامی با اسلحه و مهمات و بعضا بدون اسلحه به همراه جمعیت در حال حرکت بودند این عکس العمل نامناسب نظامیان در برابر هجوم دشمن توجه همگان را به خود جلب کرده بود و این موضوع نشان می‌داد که مسؤولان در مدیریت نیروهایشان تدبیر نداشتند.

*کسری مهمات گردان چگونه برطرف شد؟

زمانی که حاج علی اکبری پور در همدان با خبر می‌شود که منافقین به سمت کرمانشاه در حال پیشروی میباشند خود را به همراه یک کامیون مهمات و نیروهایش به اردوگاه شهید شهبازی چهارزبر رسانده و مهمات را در اختیار نیروهای گردان‌ها قرار می‌دهد و این مهمات مشکلات اولیه رزمندگان را برطرف می‌کند. پس از آن موضوعی که توجه رزمندگان را به خود جلب کرد یک تریلر بود که از کرمانشاه حرکت کرده بود و قصد داشت از طریق اسلام آباد به پلدختر و سپس به خوزستان برود این تریلر در ترافیک سنگین یک طرفه و در بین مردم گیر کرده و به سختی توانسته بود تا نزدیکی چهارزبر حرکت کند نیروهای سپاه از حرکت او جلوگیری کرده و از راننده سوال میکنندکه بارش چیست راننده که به لحاظ امنیتی محتوای بارش را فاش نکرده بود در آنجا به ناچار به نظر رزمنده‌ها می‌گوید بار مهمات دارم و با اتفاقی که در خوزستان افتاده است باید هر چه سریع‌تر این بار را به منطقه برسانم.

*عکس العمل نیروها چه بود؟

نیروها که به دلیل کمبود مهمات بسیار نگران و ناراحت بودند یکدفعه از لطف خدا شگفت‌زده شده و در عین حال به راننده می‌گویند اسلام آباد به دست منافقین افتاده است مهمات را همینجا خالی کن راننده پافشاری می‌کند که نمی‌توانم و برایم مسؤولیت دارد بالاخره پس از تماس با مسؤولان مربوطه راننده راضی شد بار مهمات را برای نیروهای لشکر انصارالحسین(ع) تخلیه کند این یکی از همان امدادهای غیبی و کمک‌های الهی بود که شامل حال رزمندگان اسلام شد و آن مهمات به وسیله رزمندگان اسلام برای منافقین در تنگه چهارزبر جهنمی از آتش شد.

*اگر این بار مهمات به دست تان نمی‌رسید چه اتفاقی می‌افتاد؟

در واقع رزمنده‌ها با مهمات موجود فقط چند ساعتی می‌توانستند مقاومت کنند و پس از آن اگر مهمات نمی‌رسید خدا می‌داند چه اتفاق ناگواری می‌افتاد.

*اولین درگیری رزمندگان با منافقین در تنگه چهارزبر چگونه آغاز شد؟

در ساعت پنج و بیست دقیقه صبح روز چهارم مرداد ماه سال 1367 در حالی که تمامی حواس‌ها در دو سوی تنگه به سمت جاده متمرکز شده بود ناگهان اولین خودرو که یک جیپ رو باز بود و در دو سمت آن پرچم نصب شده بود در یک سمت پرچم ایران بدون نشان الله و در سمت دیگر پرچم سفید که وسط آن نشان سازمان منافقین بود به تنگه رسید رزمندگان با مشاهده این آرم تازه فهمیدند این دشمنی که می‌گویند تا اسلام آباد آمده است ارتش عراق نیست بلکه منافقین هستندکه تا به اینجا پیشروی کرده اند و بی اختیار به یاد سخن امام خمینی(ره) افتادند که فرموده بود منافقین بدتر از کفارند! در این لحظه سکوت شکسته شد و به دستور سردار جانباز حاج میرزا محمد سلگی و با تکبیر برادر عباس زمانی عملاً دستور آتش داده شد.

دلاورمردان انصارالحسین علیه السلام آنچنان منافقین را از دو سوی تنگه گلوله‌باران میکردند که گویی قهر الهی بر روی این کفار باریدن گرفته بود بعد از لحظاتی تنگه جهنمی از آتش شد بسیاری از تانک‌ها و خودروهای آتش گرفته و شعله‌های آن به آسمان زبانه می‌کشید بسیاری از منافقین در داخل آتش گرفتار شده و می‌سوختند صدای ناله آنها از هر سو به گوش می‌رسید.

*گردان‌های 154 155 و 151 مسلم بن عقیل چگونه عمل کردند؟

گردان‌های 154 و 155 لشکر انصارالحسین علیه السلام در ساعت پنج و بیست و پنج دقیقه صبح پنجم مرداد ماه مجدداً پیشروی خود را به سمت تنگه حسن آباد آغاز کرده و در یک نبرد سخت توانستند تعداد زیادی از منافقین را به هلاکت برسانند سپس نیروهای شجاع ملایری گردان151 مسلم بن عقیل به فرماندهی سردار حاج مصطفی طالبی به سمت ارتفاعات شمالی کورکور پیش روی خود را آغاز کرده و توانستند ارتفاعات را به طور کامل پاک سازی کنند و در آن مستقر شوند منافقین تلاش می‌کردند این ارتفاعات را تصرف کنند تا بتوانند بر تنگه چهارزبر مسلط شوند اما رزمندگان گردان 151 مقاومت کرده تلفات سنگینی به منافقین وارد آوردند در این میان تعداد 14 نفر از رزمندگان منطقه ملایر به شهادت رسیدند و حدود 32 نفر هم مجروح شدند همچنین در این روز گردان 156 سیدالشهدا علیه السلام به فرماندهی برادر حاج رضا محمد میرزایی در سمت بالای یال شمالی ارتفاعات کورکور در تنگه چهارزبر مستقر شدند و گردان157 حبیب بن مظاهر به فرماندهی حاج علی اکبری پور در سمت پایین ارتفاع و در تنگه چهارزبر استقرار یافتند به این ترتیب ارتفاعات کور کور و تنگه چهارزبر به طور کامل توسط گردان‌های لشکر 32 انصارالحسین علیه السلام پوشش داده شد لازم به توضیح است گردان 156 سیدالشهدا(ع) که 4 گروه به نامهای کربلا، عاشورا، تاسوعا و نینوا داشت یکی از زبده‌ترین گردان‌های لشکر انصار بود که بنده قبلاً فرمانده این گردان بودم پس از اینکه فرماندهی تیپ یکم را عهده دار شدند مسؤولیت گردان به برادر عزیزم

حاج رضا محمد میرزایی واگذار شد برادر میرزایی یکی از فرماندهان شجاع مخلص و فداکار استان همدان است که در سال 1390 از دست مبارک مقام معظم رهبری به عنوان پاسدار نمونه لوح تقدیر دریافت کرد.

*شهدا و مجروحان استان همدان در عملیات مرصاد چند نفر بودند؟

در این عملیات تعداد 170 نفر از رزمندگان استان همدان به شهادت رسیدند و حدود 350نفر هم مجروح شدند.

*در عملیات مرصاد برای مقابله با منافقین، گردان‌های جدیدی هم تشکیل شد؟

بله برخلاف تصور منافقین، صدها گردان از نیروهای مردمی به طور خودجوش در سراسر کشور برای مقابله با منافقین شکل گرفت از جمله اینکه در عصر روز 4 مردادماه 1367، تعداد 14 گردان از بسیجیان دلاور استان همدان به طور خودجوش خود را همراه با تجهیزات و مهمات به چهارزبر رساندند. همچنین در 5مردادماه، تعداد 20 گردان دیگر از سراسر استان همدان ساماندهی شده و به منطقه چهارزبر اعزام شدند.

*در مجموع چند گردان از استان همدان به چهارزبر اعزام شدند؟

لشکر انصارالحسین (ع) با احتساب گردان‌های سازمانی خود و گردان‌های جدید جمعا تعداد 42 گردان نیرو در اردوگاه شهید شهبازی چهارزبر در اختیار داشت که در این میان تعدادی از گردان‌های جدید از جمله گردان‌های 160،161و162 وارد عمل شده و از سمت غربی یال شمالی تا حد فاصل یال جنوبی تنگ شیان مستقر شدند و از ورود منافقین به تنگه جلوگیری کردند.

*در عملیات مرصاد چه میزان غنایم به دست نیروهای استان همدان افتاد؟

زمانی که منافقین شکست خورده و به عراق فرار کردند بسیاری از تجهیزات نظامی از جمله تانک، نفربر، خودرو و ادوات آنها در صحنه نبرد باقی ماند و ازبین غنایم بیشمار، تعداد 90 دستگاه از انواع خودروهای ژاپنی، 20دستگاه تانک و نفربر برزیلی، و بیش از دو هزار قبضه از انواع سلاح‌های سبک و سنگین و...سهم لشکر 32 انصارالحسین شد.


منبع: روزنامه هگمتانه

نظرات

نظر شما
نام ( الزامی ) :  
پست الکترونیکی ( الزامی ) :    
متن :  

برچسب ها : 
طراحی و پیاده سازی : پورتال ساز